12 - 04 - 2020
تازههای نشر نی
ویلت
ویلِت، آخرین و پختهترین اثر شارلوت برونته، رمانی است «اصیل» و نمونه کلاسیکی از آنچه در نقد ادبی به «آشناییزدایی» معروف است. قهرمان داستان دختری است بیچیز اما جسور که زندگی کسالتبار را برنمیتابد و با اعتقاد کامل به فضیلتهای اخلاقی به کام اجتماع میرود. ویلت روایت رنج و تلاش است برای ایفای وظیفه، گریز از بطالتهای روزمره، جستوجوی عشق و نیز کشاکش آدمی با سرنوشت ناشناخته. شارلوت برونته ما را به سفری میبرد برای کشف زوایای پنهان خیال و اندیشه زنانه.
جین ایر
ای خواننده عزیز، خدا نکند هیچوقت به آن احساسی دچار شوید که من آن لحظه دچارش شده بودم! خدا نکند چشمهایتان هیچوقت آن اشکهای توفانی و سوزان و دلخراشی را ببارد که آن لحظه از چشمهای من میبارید. خدا نکند هیچوقت آنطور درمانده و دردمند به درگاه خدا استغاثه کنید که من در آن لحظه میکردم. خدا نکند که شما هم مانند من بترسید که مبادا باعث بدبختی کسی شده باشید که از جان و دل دوستش دارید.
متنهایی برای هیچ
یا با هم قدم میزدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خودمان، هرکس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. اینطور است که تا حالا دوام آوردهام و امروز عصر هم انگار باز نتیجه میدهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفتهام، نه چندان با لطافت، اما وفادار، وفادار. حالا بخواب، گویی زیر آن چراغ قدیمی، بههم ریخته، خسته و کوفته، از این همه حرف زدن، این همه شنیدن، این همه مشقت و این همه بازی.چیزی حس نمیکنم، چیزی نمیگویم، او مرا در بازوانش میگیرد و با نخی لبهایم را تکان میدهد، با قلاب ماهیگیری، نه به لب نیازی نیست، همهجا تاریک است، کسی نیست، سرم چه شده، لابد در ایرلند جایش گذاشتهام، توی پیالهفروشی، باید هنوز همانجا باشد، روی پیشخوان، لیاقتش همین بود.
سه روایت از زندگی (۷)
اوبر: آخرین باری که دیدمش بهش گفتم: گوش کنین سرژ، افسردگی یه مخمصهست. کسی نمیتونه کمکتون کنه. کسی کاری براتون نمیکنه، تنها راه علاج ارادهست، اراده، اراده. این حرف من حالش رو سه برابر بدتر کرد. اصلا نباید چنین چیزی بهش میگفتم. عاطل و باطل مونده بود با چنان نگاه مخوفی که به عمرم ندیده بودم.
اینس: اگه من افسرده بودم و بهم میگفتن اراده، اراده، خودم رو یه راست از پنجره پرت میکردم پایین.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد