4 - 05 - 2020
مدل مفهومی اقتصاد پساکرونا
دکتر بهرام وهابی*
در بخشهای اول و دوم این بحث، پیشنهاد شد که ۱۳ مبحث در حوزه مدل مفهومی پساکرونا مد نظر قرار گیرد و پس از ارائه تعریف از مدل مفهومی و تفاوت آن با مدل نظری، چهار مورد از موارد ۱۳گانه مورد بحث قرار گرفت. در این مقاله، سایر موارد ارائه خواهد شد.
۵- وجوه خیریه. وجوه خیریه (CHARITY) یکی از رایجترین و مهمترین بخشهای مربوط به کمکهای انساندوستانه توسط افراد حقیقی و حقوقی در سراسر جهان است. جدا از اهدای اینگونه کمکها در شرایط بحرانی (مانند وقوع زلزله، سیل، بحرانهای مالی و بیماریهای همهگیر مانند کرونا)، داشتن برنامه منظم و جاری در این زمینه، در دستور کار کشورها، شرکتها و افراد در سراسر دنیا قرار دارد. به عنوان مثال، یکی از مشهورترین و در واقع قدرتمندترین برنامههای خیریه که در جهان پایهگذاری شده، برنامه تعهد بخشش (GIVING PLEDGE) است که در سال ۲۰۱۰ توسط بیل گیتس (مدیرعامل شرکت مایکروسافت) و وارن بافت (مدیرعامل شرکت برکشایر هاث اوی) بنیاد گذاشته شد و در همان زمان، تعداد چهل نفر از ثروتمندان جهان به این ساختار پیوستند. بر اساس این تعهد، ثروتمندان رتبهدار (رتبههای اولیه در جدول ثروتمندان بر اساس اطلاعات نشریه فوربس) تعهد میکنند که بخش اعظمی از ثروت خود (معمولاً بیش از ۵۰ درصد) را صرف امور خیریه و به صورت سازمانیافته کنند. بیل گیتس در تشریح این برنامه گفته بود: «این ساختار برای ایجاد یک سنت شگفتانگیز خیریه و نوعدوستی است که کمک میکند جهان در نهایت جای بهتری باشد.» بیل گیتس در حال حاضر رتبه دوم ثروتمندترین فرد جهان با ۱۰۳ میلیارد دلار (پس از جف بزوس مدیرعامل شرکت آمازون با ۱۴۲ میلیارد دلار) را داراست و وارن بافت رتبه سوم را با ۸۲ میلیارد دلار دارد. آنان در سال ۲۰۱۰ که این ایده را بنیاد نهادند، هر یک حدوداً ۵۰ میلیارد دلار ثروت داشتند. بر اساس اطلاعات مستند در پایگاه اینترنتی «تعهد بخشش»، در حال حاضر بیش از ۲۰۰ ثروتمند جهان از ۲۳ کشور جهان در این ساختار شرکت کرده و «تعهد بخشش» را پذیرفتهاند و این ساختار به آنها کمک میکند که در هر سال و در حد توان خود به مقابله با مهمترین چالشهای جهانی بپردازند. این موضوع به ویژه برای بخشی از جامعه بسیار موثر است که از طریق بیمههای مشاغل و کسانی که از این طریق (یعنی از طریق دارا بودن شغل) نمیتوانند به نظام تامین اجتماعی مناسب دسترسی داشته باشند.
این ایده کمک میکند که «ساختارهای عظیم بخشش» (به جای فعالیتهای انفرادی و کوچک که آنها هم در جای خود ارزشمند هستند) طراحی شود تا با نیروی بیشتری بتوان به مصاف بحرانها و چالشهای جهانی رفت. بیزینس اینسایدر فهرستی از اقدامات ثروتمندان جهان در راه مبارزه با بیماری کرونا اعلام کرده است. به عنوان مثال، جک دورسی مدیرعامل توئیتر بیش از یک میلیارد دلار را در این راه به صورت سازمانیافته در نظر گرفته است. همچنین بنیاد بیل و ملینا گیتس (متعلق به بیل گیتس و همسرش ) در یک مرحله، مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار برای تحقیقات در زمینه آنچه «عوامل بیماریزای قرن» نامیدهاند و توسعه واکسن بیماری کرونا در کل جهان و به ویژه برای کشورهای آفریقایی و کشورهای جنوب آسیا اختصاص دادهاند. همچنین مارک زاکربرگ بنیانگذار سامانه فیسبوک مبلغ ۲۵ میلیون دلار به بنیاد بیل و ملینا گیتس جهت مطالعات روی ویروس کرونا اهدا کرده است. این همان ساختار منظم و قدرتمند برای مبارزه با بحرانها و چالشهای جهانی است. نشریه فوربس ۱۵ گام برای سازمان خیریه شدن را بیان کرده و در کشورهای مختلف جهان، تلاشهای فراوانی برای ایجاد ساختارها و سازمانهای خیریه (خارج از شرایط بحران بیماری فراگیر کرونا) صورت گرفته است. در پایگاه اینترنتی «برترین غیرانتفاعیها»(TOPNONPROFITS) شش نوع از امور خیریه که سازمانها و ساختارهای خیریه در این زمینهها فعالیت دارند به شرح زیر اعلام شده است:
الف- خیریه در زمینه حیوانات (مانند سازمانهای حفظ حیاتوحش، سازمانهای رفاه حیوانات و گروههای حفاظت در برابر شکار)
ب- خیریه در زمینه محیطزیست
پ- سازمانهای مردمنهاد (NGO’s) بینالمللی
ت- خیریه در زمینه سلامت (مانند خیریه بیماریها، خدمات پزشکی، تحقیقات پزشکی و خیریههای حمایت از بیماران و خانواده آنها)
ث- خیریه در زمینه آموزش (خیریه آموزشهای ابتدایی و دبیرستان، خیریه دانشگاهها، خدمات علمی و کمکهای مالی، خیریه اصلاحات مدارس و آموزشهای عملی و خیریه حمایت از دانشآموزان، معلمان و خانوادهها)
ج- خیریههای هنر و فرهنگ (مانند خیریه موزهها و نمایشگاههای هنری، خیریه هنرهای نمایشی، خیریه کتابخانهها و جوامع تاریخی و خیریه در زمینه خبرگزاریهای عمومی)
بدیهی است یکی از اجزای مهم مدل مفهومی پساکرونا، ساماندهی این امور به صورت سازمانیافته (و نه الزاماً سازماندهی دولتی در کشورها بلکه توجه به ساختارهایی مانند «تعهد بخشش») است. در این زمینه چند نکته حائزاهمیت است که میتواند در شرایط پساکرونا به بهبود مدل مفهومی اقتصاد کمکهای شایانی کند:
الف- توسعه ساختارهایی مانند «تعهد بخشش» و جهتدهی آن به سمت طبقهبندیهای اصولی و دقیق جهت کسب حداکثر کارایی در این زمینه (مانند موارد ششگانه فوق برای زمینههای خیریه)
ب- ساماندهی امور خیریه در قالب صندوقهای مالی (FINANCIAL FUNDS) و سهامداری این صندوقها در پروژههای بزرگ در زمینههای اصلی خیریه
پ- هماهنگی دولتها برای توسعه ساختارهای خیریه مانند کاهش یا حذف مالیات این فعالیتها یا تسهیل فرآیندهای اجرایی این امور
ت- لحاظ امور خیریه به عنوان وجوه خیریه(CHARITY FUNDS) در قراردادهای بزرگ تجاری (مانند خطوط اعتباری، قراردادهای سرمایهگذاری، قراردادهای مشارکت و… ) به عنوان نشانههای خیریه و کمک به تسهیل امور این قراردادها برای تشویق زمینههای خیریه
۶- مالیسازی و توجه به بخش واقعی اقتصاد. مالیسازی (FINANCIALISATION) یکی از چالشهای مدل مفهومی در اقتصاد معاصر است. در واقع مـالیسازی شهرها به معنای توسعه بازارهای مالی در شهر و استفاده از مبانی فعالیتهای عوامل موثر در بازار پول (مانند بانکها) و بازار سرمایه (مانند بازار بورس) و همچنین نهادهای موثر بر گردش مالی در شهرها (مانند کارخانجات و شرکتهای معظم) به منظور توسعه ظرفیتهای مالی شهر است. عمدهترین نهادهای مالی توسعه شهر شامل بانکها و موسسات مالی، شرکتهای واسپاری (لیزینگ)، بازار بورس، صندوقهای سرمایهگذاری، بازارگردان، سبدگردان، شرکتهای سرمایهگذاری، تالارهای بورس، مشاور سرمایهگذاری، کارگزاران، بورسهای منطقهای، مشاور عرضه، شرکتهای تامین سرمایه (بانکهای سرمایهگذاری)، موسسات رتبهبندی، متعهد پذیرهنویس، واسط مالی، بانی، بورس کالا، موسسات بیمه، معاملهگران و… است که هر یک در توسعه مالی شهرها موثر هستند. در واقع مالیسازی به افزایش حجم و اثر بخش مالی در اقتصاد نسبت به کل اقتصاد یک کشور یا منطقه گفته میشود. در جداول مربوطه، اندازه بورسها، بانکها و شرکتهای بزرگ جهان آورده شده است و نشان میدهد که هر کشور یا منطقهای که از بزرگترین بورسها، بانکها و شرکتها برخوردار باشد، دارای اقتصاد قویتر و باثباتتری است.
مطالعات فراوانی در زمینه نقش و اثر نهادهای مالی و در حالت کلی «مالیسازی» در شهرها صورت گرفته و دلایل له و علیه این مفهوم تبدیل به چالشهای نظری و کاربردی فراوانی شده است. به طور مثال، توماس پالی در نشریه PERI مباحث مختلف این مفهوم را تشریح کرده و همچنین دیویس و کیم در نشریه ARS دیدگاههای مختلف در این زمینه را بررسی کردهاند. جدا از مباحث مطروحه در مدل نظری اقتصاد در این زمینه، در مدل مفهومی اقتصاد چالش مهمی میان مالیسازی و توجه به بخش واقعی اقتصاد همواره وجود داشته است. طرفداران بخش تولید اقتصاد (بخشهای صنعتی و کشاورزی) معتقدند بخشهای مالی صرفا به گردش مالی حاصل از بخش واقعی اقتصاد میپردازند و خود ماهیت مستقلی ندارند و طرفداران مالیسازی نیز معتقدند که بخشهای واقعی اقتصاد نمیتوانند بدون وجود بخشهای مالی توسعهیافته از قبیل بورسها، بانکها و مانند آنها، به توسعه ظرفیتهای مالی و سرمایهگذاری خود بپردازند. البته هر دو نگرش دارای ویژگیهای مثبتی برای اقتصاد است ولی نکته مهم در مدل مفهومی این است که وجود بحرانهای بزرگ و فراگیر (مانند آنچه در بخش اول این مقاله مانند جنگهای جهانی، رکود بزرگ و بیماریهای فراگیر مانند کرونا مطرح شد) نشان میدهد که ساختارهای پایدار اقتصادی بر پایه بخش واقعی اقتصاد استوار هستند و بحرانها معمولاً توسط بخش واقعی اقتصاد کنترل و مدیریت میشوند و به همین دلیل، نیاز است که تغییر نگرشی در ترکیب بخشهای مالی و واقعی اقتصاد در شرایط بروز بحرانها و همچنین مورد ویژه مدنظر این مقاله یعنی شرایط پساکرونا صورت گیرد. طبیعتاً شرایط، ترکیبات و گزینههای مختلف سیاستی در این زمینه نیازمند مطالعات گسترده خواهد بود.
۷- نظام تامین اجتماعی در شرایط بحران. در بخشهای پیشین این مقاله بیان شد که یکی از موثرترین راهکارهای موردنظر جان کنث گالبرایث برای نجات اقتصاد سرمایهداری در شرایط پس از جنگ جهانی دوم، توجه به مفهوم تامین اجتماعی به عنوان نگهدارنده اقتصاد در مواجهه با بحرانهای عظیم درونزا و برونزای اقتصادی بود. دیوید کلینگینگزمیت به همراه همکاران خود از دانشگاه کیس وسترن ریزرو طرحی برای مقابله با بحرانهای فراگیر مانند بیماری کرونا ارائه کرده است که در ۱۱ بند ارائه شده و به طور عمده بر پایه کمکهای مستقیم و همچنین نیازهای فوری در شرایط بیماری کروناست و در بند اول آن، به حمایتهای لازم در زمینه تامین اجتماعی اشاره میکنند. انجمن بینالمللی تامین اجتماعی (ISSA) مطالعهای با عنوان بازخوردهای تامین اجتماعی به ویروس کرونا انجام داده که طی آن به نحوه عکسالعمل بخش تامین اجتماعی در شرایط بیماری کرونا پرداخته است. در مجموع، نظام تامین اجتماعی در مدل مفهومی اقتصاد در سه حالت میتواند در شرایط بروز و گسترش بحرانهای فراگیر به کمک اقتصاد کشورها و به ویژه اقشار مردم بیاید:
الف- گزینه پیشگیری که در آن، طراحی نظام تامین اجتماعی باید به گونهای باشد که به تعدیل بحرانها قبل از بروز آنها کمک کند.
ب- گزینه وقوع بحران که در شرایطی که اقتصاد به دلایل برونزا یا درونزا با بحرانهای عظیم مواجه شود، بتواند به حفظ اقتصاد به ویژه اقشار مردم در این شرایط کمک کند.
پ- گزینه پسابحران که در این شرایط، طراحی مجدد ساختار تامین اجتماعی میتواند به بهبود شرایط اقتصادی و همچنین جلوگیری از بحرانهای بعدی (به عنوان اتصال به گزینه اول فوق) عمل کند.
گزینه موردنظر در این مقاله، گزینه سوم است و پیشنهاد میشود که تغییرات ساختاری و همگام با شرایط پساکرونا در مدل مفهومی اقتصاد در زمینه نظام تامین اجتماعی به نحوی صورت گیرد که منجر به بهبود شرایط اقتصادی شود.
۸- توسعه پایدار. در بخشهای پیشین این مقاله، موضوع توسعه پایدار و نقش آن در مدل مفهومی اقتصاد مورد بحث و بررسی قرار گرفت. توسعه پایدار جایگاه ویژهای در مدل مفهومی اقتصاد در دهههای اخیر داشته است. بر اساس تعریف ارائهشده توسط کمیسیون برانت لند در سال ۱۹۸۷، توسعه پایدار، توسعهای است که نیازهای حال را بدون تعارض با توان تولید آینده برای تامین نیازها تامین میکند. با توجه به مباحث پیشین در خصوص توسعه پایدار، توسعه پایدار میتواند به
الف- شهر بادوام (بر پایه ابعاد اقتصادی)
ب- شهر همبسته (بر پایه ابعاد اجتماعی)
پ- شهر قابل سکونت (بر پایه ابعاد زیستمحیطی)
این خصوصیات بر پایه الزاماتی است که کمیسیون جهانی محیطزیست به عنوان الزامات توسعه پایدار مطرح کرده است:
– نظام سیاسی (مشارکت شهروندان در تصمیمگیری)
– نظام دانش فنی (الگوهای پایدار از تجارت مالی)
– نظام بینالمللی (الگوهای تجارت و دارایی)
– نظام مدیریتی (انعطافپذیری و خوداصلاحی)
– نظام تولیدی (التزام به ترمیم و حفظ محیطزیست)
– نظام اقتصادی (رفع چالشهای توسعه ناموزون)
مدل مفهومی اقتصاد در شرایط پساکرونا و بعد از هر بحران بزرگ، باید با توجه به اصول و ضوابط پایداری در توسعه شهری باشد که این امر نیازمند مطالعات جدی در این زمینه است.
۹- ریسک و نااطمینانی. موضوع ریسک و مخاطرات مقولهای جدا از نااطمینانی است ولی بستگیهایی نیز میان این دو مفهوم وجود دارد. هر چه ریسک و نااطمینانی در فضای اقتصادی یک کشور بیشتر باشد، ضربهپذیری آن اقتصاد از تکانههای مختلف از جمله بحرانهای بزرگ و بیماریهای فراگیر بیشتر خواهد شد. آدام تووز از دانشگاه کلمبیا روی این موضوع در شرایط گسترش بیماری کرونا بررسیهای مختلفی انجام داده است. در مدل مفهومی پساکرونا باید وضعیت فضای عمومی اقتصادی کشورها به گونهای باشد که ریسک و نااطمینانی در آن به حداقل برسد تا اقتصاد جامعه بتواند پایداری بیشتری نسبت به این تکانهها داشته باشد.
۱۰- سود اجتماعی. مفهوم سود یکی از مهمترین مولفههای تصمیمگیری در روابط اقتصادی به ویژه فعالیتهای سرمایهگذاری است. نظریه رفتار واحدهای اقتصادی در اقتصاد خرد بر پایه عقلانیت اقتصادی است که یکی از مهمترین نتایج آن، سود اقتصادی است. اینکه این مفهوم تا چه اندازه روی نظریههای اقتصادی موثر است، به مدل نظری اقتصاد بازمیگردد ولی اینکه این مفهوم چگونه در تصمیمات و رفتار آحاد جامعه تاثیرگذار است و با چه شیوههایی باید آن را در رفتار عقلایی واحدهای اقتصادی مورد استفاده قرار داد، موضوعی است که به مدل مفهومی اقتصاد بازمیگردد. شاید یکی از مهمترین عوامل در این زمینه را بتوان مفهوم «سود اجتماعی» دانست که دیگر رنگ و بوی فردی و تصمیمات فردی نداشته و برای لحاظ آن در گزینههای سیاستی و تصمیمگیریهای فردی و جمعی، باید به آن توجه داشت. افزودن پیوستهای اجتماعی به مطالعات امکانسنجی و همچنین لحاظ سود اجتماعی در محاسبات سودآوری پروژههای بزرگ یکی از مهمترین تغییرات لازم در مدل مفهومی اقتصاد پساکروناست.
۱۱- تغییر مدل کسبوکار. مدلهای کسبوکار دارای پیچیدگیهای فراوان بوده و در دهههای اخیر با گسترش شبکههای اجتماعی و فعالیتهای مجازی در اقتصاد جوامع، گسترش موضوعی و تحولات صوری بسیاری را تجربه کرده است. چهار شرکت مشاوره پیش گفته (دلویت، پی دبلیو سی، ارنستاند یانگ و کی پیامجی) شرایط تحولات کسبوکار در دهههای آینده را به دقت بررسی کرده و پیشنهادهای مشخصی در این زمینه ارائه کردهاند. اینکه نیاز به تحولات جدی در مدلهای کسبوکار وجود دارد، بحث تازهای نیست ولی پیشنهاد میشود که در مدل مفهومی اقتصاد در شرایط پساکرونا به اتصال این بحث با پایداری مشاغل و کسبوکارها و همچنین امکانپذیری کمک این مدلها به کاهش آثار بحرانهای بزرگ و فراگیر باید توجه شود. فشار کسبوکارهای اینترنتی حتی بر خردهفروشان و همچنین نحوه ذخیرهسازی سرمایه برای بنگاههای کوچک و نهادینه کردن آن توسط موسسات مالی نمونههایی از این توجهات در مدل مفهومی است.
۱۲- بودجه بخش بهداشت. در دهههای گذشته استفاده از مفهوم بودجه تحقیق و توسعه (R&D) مورد تاکید فراوانی چه در مدلهای مفهومی و چه در مدلهای نظری اقتصاد قرار گرفته است و به ویژه در مدلهای مفهومی در بخش تولید، تبلیغات، فروش و کیفیت تولید، نقش این بودجه به صورت گستردهای مورد تاکید قرار گرفته است. همانند این مفهوم، اکنون لازم است که بر بودجه بخش بهداشت و همینطور درمان نیز تاکید خاصی صورت گیرد تا در آینده جوامع بشری دچار چنین بیماریهای فراگیر و فلجکننده اقتصادی قرار نگیرند. این امر در ظاهر به معنای رسیدن به یک جامعه خوب (که در بند بعد به آن پرداخته خواهد شد) است ولی اگر این موضوع نیز مدنظر نباشد، چنین استدلال میشود که بودجه بخش بهداشت و درمان (به ویژه بخش بهداشت) به دلیل جلوگیری از بروز این بحرانهای برونزای اقتصادی ناشی از بیماریهای فراگیر مانند بیماری کرونا، میتواند از خسارتهای بسیار عظیم بر اقتصادهای دنیا جلوگیری کرده یا با کنترل شدت این بیماریها به کنترل شدت آثار مخرب آن بپردازد.
واقعیت این است که شیوع بیماری کرونا به معنای تلنگر به اقتصادهای دنیا بود و این امر به معنای ضرورت توجه کامل به بخش درمان نیست ولی همانگونه که بنیاد بیل و ملینا گیتس به آن توجه داشته است، انجام مطالعات و کشفیات مختلف در زمینه بخش بهداشت میتواند تاثیر فراوانی بر بهبود شرایط در مدل مفهومی اقتصاد پساکرونا داشته باشد.
۱۳- ایجاد جامعه خوب. در پایان به تغییری در مدل مفهومی اشاره میکنیم که جنبههای اقتصادی و جنبههای اجتماعی آن توأمان مطرح است. واقعیت این است که شیوع و گسترش بیماری کرونا (همانند بحرانهای عظیم دیگر مانند رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ و جنگهای خانمانسوز جهانی) نشان میدهد که ارزش یک جامعه خوب (GOOD SOCIETY) که در آن اولویت اصلی با شرایط انسانی افراد و توجه به ارزشهای انسانی است میتواند در ارتقای سطح رفاه بشریت موثر باشد. این امر نه تنها در مدل مفهومی اقتصادی بلکه در مدل مفهومی بسیاری از علوم (مانند جامعهشناسی و روانشناسی) نیز در شرایط پساکرونا باید مدنظر قرار گرفته و ضوابط مشخصی برای آن در نظر گرفته شود. در این زمینه مقاله جداگانهای تهیه و ارائه خواهد شد.
* پژوهشگر اقتصاد شهری
gmail.comا@BWurban7677

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد