5 - 07 - 2018
چرا ساموراییها خودکشی کردند و ایران نه؟
حمیدرضا صدر در یادداشتی به شکست سه بر دو ژاپن از بلژیک پرداخته، به عوض کردن پیروزی با شکست...
میگویند آنهایی که بیشترین شهامت را دارند بیشترین ضربهها را دریافت میکنند. ژاپنیهای شجاع برابر بلژیک شمشیر زدند، شمشیر از دستشان افتاد، دوباره شمشیر زدند. بازی ۲-۲ بود و داور خود را برای به صدا درآوردن سوتش آماده میکرد. در واپسین ثانیهها ضربه کرنری نصیب ژاپنیها شد. به نظر میرسید آنها با شکیبایی انتظار به صدا درآمدن سوت پایان را خواهند کشید. به نظر میرسید خود را برای شمشیر زدن در وقت اضافی آماده خواهند کرد. ولی لشکر آبیپوشها راهی محوطه جریمه بلژیک شدند. چهار آبیپوش، پنج تا، شش تا... آنها میخواستند بلژیک را طی ۹۰ دقیقه به زانو درآورند. آنها میخواستند ضربه نهایی را همان جا وارد آورند. . . ولی ۱۴ ثانیه بعد باخته بودند. زانو زده بودند.
توپ در دقیقه ۳:۳۰ وقت اضافی روی دروازه بلژیک ارسال شد. کورتوا توپ را در آغوش کشید و در دقیقه ۳:۳۳ آن را برای دی بروینه ارسال کرد. یکی از آن ضد حملههای بلژیکی، یکی از آن ضدحملههای کلاسیک. کورتوا توپ را برای دی بروین فرستاد. دو بازیکن سابق باشگاه گنک یکدیگر را خوب میشناختند. دی بروینه به جلو تاخت و خط نیمه را پشت سر گذاشت. وقت را تلف نکرد و توپ را زمینی با یکی از آن پاسهایی که سراسر فصل در سیتی ارسال کرده بود در جناح راست برای توماس مونیر فرستاد. ارسال توپ مونیر سادهتر بود. جایی روی پای لوکاکو در محوطه جریمه آبیپوشها؛ روی پای همان بازیکنی که در همان نیمه توپ را در آستانه دروازه آبیها از دست داده بود. لوکاکو میتوانست با پا توپ را به قاب دروازه بکوبد ولی نکوبید. خودخواهی را کنار گذاشت. مدافع آبیپوش را درگیر مهار خود کرد. اجازه داد توپ به مسیرش ادامه دهد. ناصر چادلی گزینه مناسبتری بود. چادلی بیدردسر توپ را کوبید درون دروازه. ضربهای که بهترین ضربه دیدار نبود، ولی پرده آخر را اجرا کرد. دروازه ایجی کاواشامی در دقیقه ۳:۴۴ وقت اضافی برای سومین بار باز شده بود. تمام: بلژیک ۳ – ژاپن ۲.
بهترین و تماشاییترین بازگشت در جام ۲۰۱۸ رقم خورده بود. پیش از آن ۱۹ تیمی که در جامهای جهانی با دو گل جلو افتاده بودند هرگز شکست نخورده بودند. همه شان پیروز شده بودند. آخرین باری که تیمی دو بر صفر جلو افتاد و سپس سه بر دو زانو زد انگلیس برابر آلمان غربی در جامجهانی ۱۹۷۰ بود. بلژیکیها که طی پنج دقیقه دو گل از ساموراییها دریافت کرده بودند از قعر چاه خود را بالا کشیده بودند. گل اول آنها با آن ضربه سر از راه دور یان ورتونگن حیرتآور بود. آخرین باری که گلی با ضربه سر از آن فاصله دور به ثمر رسید کی بود و کجا؟
آکیرا نیشینو مربی ژاپن پس از شکست یک بر صفر برابر لهستان گفته بود نمیدانست بازی را چگونه دنبال کرده و به پایان ببرد. ولی او برابر بلژیک به پسرانش دستور پرسینگ در زمین حریف را داده بود. فرمان ضدحملههای برقآسا را. او اعتقاد داشت سرعت ژاپنی درآمیخته به باور سامورایی بلژیکیها را مات میکند که مات هم کرد، بی آن که به پیروزی نهایی بینجامد. آن چه که نمایش خیرهکننده کامرون ۱۹۹۰ برابر انگلیس را یادمان آورد. جایی که آنها هم در پایان راه سه بر دو مغلوب شدند. روبرتو مارتینز مربی بلژیک در پایان راه میخندید، ولی میدانست پس از دو سال نشستن روی آن نیمکت هنوز نتوانسته ستارههایش را برای نبردهای نود دقیقهای – بسان اکثر تیمهای بزرگ جام – آماده کند. چنان که اگر احتمالا تیم ملی ایران در آن لحظات پایانی و وقت اضافی جای ژاپن در میدان بود، بلژیک نمیتوانست به چنان ضد حملهها ضربه آخر را وارد آورد. ساموراییها به هاراگیری روی آورده بودند، در حالی که کارلوس کیروش هرگز اجازه نمیداد پسرانش خودکشی کنند. در جامی که همه پیشفرضها به هیچ گرفته شدهاند و متوسط ۵/۳ گل در مرحله حذفیاش- تا اینجا- همه چیز را غیرقابل پیشبینی کرده توصیف شجاع بودن سخت شده، خیلی سخت.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد