19 - 03 - 2018
همه راهها به پوتین ختم میشوند
این عقیده معاون رییس دفتر کرملین است و میلیونها نفر از مردم روسیه هم که در انتخابات ریاستجمهوری این کشور در ۱۸ مارس به نفع ولادیمیر پوتین رای خواهند داد، همین عقیده را دارند. در صورت پیروزی در انتخابات، این چهارمین باری خواهد بود که او رییسجمهور روسیه میشود.
ولادیمیر پوتین روسها را متقاعد کرده که نمیشود او را کنار گذاشت و کسی را جانشینش کرد. روسیه در قرن بیست و یکم تنها ولادیمیر پوتین را به عنوان رهبرش شناخته. پوتین ابتدا در سال ۱۹۹۹ نخست وزیر روسیه شد. پس از آن از سال۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ در پست رییسجمهور روسیه خدمت کرد. در فاصله سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ که مجددا پست نخست وزیری راعهده دار شده بود، قانون اساسی را ترمیم کرد و دوره ریاستجمهوری را از چهار به شش سال افزایش داد. از سال ۲۰۱۲ تا کنون، او مجددا پست ریاستجمهوری را عهده دار بوده. هیچ رهبر دیگری در چنین مدت طولانی بر روسیه حکومت نکرده، حتی ژوزف استالین. اکنون به نظر میرسد پوتین برای چهارمین بار در انتخابات ریاستجمهوری پیروز خواهد شد و تا سال ۲۰۲۴ بر روسیه حکومت خواهد کرد.
روسیه من، روسیه شماست
پوتین تاکنون از نظر کاردانی و اداره کشور، مدیر خوبی بوده و از نظر ایدئولوژی برای برنامههایش چارچوب خاصی داشته است. او میخواهد با تلفیق ناسیونالیسم و قدرت نظامی، تصویر یک روسیه کبیر را به دست دهد. بهترین جا برای شروع این نقشه، این بود که تاریخ جنگ جهانی دوم را با تعصب و جهتگیری تعریف کنند.
نگرانیهای بعدی پوتینیسم، مربوط به زمان حال است: ایجاد یک هویت منسجم، یک روسیه سرسخت و با قدرت، با رهبری که به همان اندازه سرسخت و قوی است و تمام روسها را متحد کرده و در برابر فشارهای بینالمللی سر خم نخواهد کرد. این روسیه قدرتمند که در مقابل قویتر از خودش میایستد، با همدردی با جنبشها و رهبران دست راستی مانند مارین لوپن در فرانسه یا دونالد ترامپ، دولتهای غربی را با خود دشمن میکند.
در داخل روسیه، رسانههای تحت کنترل کرملین، نقش مهمی پیدا میکنند و این پیام را میرسانند که غرب دروغ میگوید و میخواهد پیمان ناتو را تا همسایگی روسیه گسترش دهد، اینکه روسیه از متحدانش حمایت میکند و کسی نمیتواند به روسیه بگوید چه کار کند. پوتین خودش را شخصی جلوه میدهد که مرد سرسختی است، یک نظامی تندرو است که با زبان متداول در پادگانهای ارتشی صحبت میکند.
در همین حال سیاستهای داخلی او هم محافظه کارانهتر شده. پوتین به کلیسای ارتدوکس نزدیکتر شده و در مخالفت با دگرباشان جنسیتی یا هر گونه نارضایتی لیبرال، موضع سختی چه از لحاظ قانونی و چه اخلاقی اختیار میکند. پوتین انتقاد از جریان اصلی را تحمل نمیکند: اقدام علیه دولت یعنی اقدام علیه سرزمین پدری، و کسانی که عمدا ملت را تضعیف میکنند نباید انتظار برخورد انعطاف پذیر داشته باشند. در مارس ۲۰۱۲، دستگیری و محاکمه دو نفر از اعضای یک گروه موسیقی که علیه دولت شعار داده بودند، توجه بینالمللی را جلب کرد، اما این تنها یکی از موارد مشابه متعدد در سراسر روسیه بود.
کریمه، آماده برای اشغال
خلأ قدرت در اوکراین پس از انقلاب، یک فرصت عملی برای پوتین بود. اشغال شبه جزیره کریمه در فوریه ۲۰۱۴ تاکنون بزرگترین پیروزی پوتین و موجب سرافکندگی غرب بوده است. روسیه قدرت خود را نشان داده و در حالی که جهان عاجزانه فقط یک نظارهگر بوده بخشی از یک کشور همسایه را تصرف کرده. روسیه را نمیتوان متوقف کرد. پوتین میداند که ممکن است روسیه به تنهایی نتواند جایگاه خود را در جهان تعیین کند، ولی همچنین به این نکته واقف است که این کشور برای اینکه راه خودش را بپیماید، لزومی ندارد مانند دوره جنگ سرد یک ابرقدرت واقعی باشد. از این به بعد پوتین نحوه روابط روسیه با قدرتهای غربی را تعیین خواهد کرد. اشغال کریمه بهطور ناگهانی اتفاق نیفتاد. پوتین گسترش سیاسی روسیه را در کشورهای مستقلی که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تاسیس شده بودند و روسیه هنوز آنها را منطقه طبیعی نفوذش میدانست، محک زده بود و در مناقشه گرجستان (۲۰۰۸) پیروزیهایی به دست آورده بود.
بهرهبرداری از سوریه؛ نقطه ضعف غرب
پوتین میداند که موقعی که به امور خارجی میرسد، غرب فاقد انسجام و یک سیاست واحد است. او همچنین میداند چطور از این ضعف غرب به نفع خود استفاده کند. مداخله روسیه در سوریه، یعنی حمایت از نیروهای بشار اسد، مانع پیشروی غرب شده و ابتکار عمل در مناقشه به دست روسیه افتاده است. دخالت پوتین در منطقه برای او دارای چند امتیاز است: تضمین میکند که هیچ کس نمیتواند کنترل کامل این منطقه حیاتی برای ثبات در خاورمیانه را داشته باشد؛ به پوتین این شانس را میدهد که تاکتیکهای تسلیحاتی و نظامی جدیدی را آزمایش کند و مهمتر اینکه یک پیام قوی برای سایر متحدانش- علاوه بر اسد- میفرستد مبنی بر اینکه روسیه هیچوقت دوستان قدیمی خود را تنها نمیگذارد.
پس ا ز۲۰۲۴ ؟
جای تردید نیست که ولادیمیر پوتین موفق خواهد شد برای چهارمین بار در انتخابات ریاستجمهوری پیروز شود. سوال مهم این است که پس از پایان دوره ریاستجمهوریاش در سال ۲۰۲۴ چه اتفاقی خواهد افتاد. در آن تاریخ پوتین تازه ۷۰ سالگی را پشت سر گذاشته و بعید به نظر میرسد به دنبال یک بازنشستگی آرام باشد.
ولادیمیر پوتین در دوره زمامداریاش موفق شده ایده قدیمی تحصیلدار سرزمینهای روسیه را احیا کند، یک مفهوم فئودال که سیاست توسعه طلبی روسیه را توجیه میکند. از این نظر آسان است ببینیم به چه دلیل کریمه و سرزمینهای نزدیک به خاک این کشور تا این حد برای پوتین اهمیت دارد. بعضی از کارشناسان امور روسیه فکر میکنند که ممکن است این روند به خلق یک تزار مدرن امروزی منتهی شود؛ یک رهبر منحصر به فرد روسیه که فراتر از سیاستهای حزبی است. در حقیقت از این لحاظ پوتین هم اکنون هم به عنوان یک کاندیدای مستقل کار میکند. هیچکس هنوز نمیداند نقشه او برای بعد از سال ۲۰۲۴ چیست، یا اینکه تا چه مدتی او میتواند قدرت را همچنان قبضه کند.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد