29 - 12 - 2017
خبر
قاتلان بدون چهره
این کتاب جلد اول از مجموعه «کارآگاه والاندر» است و هنینگ مانکل به عنوان یکی از نامآورترین و پرخوانندهترین نویسندگان معاصر سوئدی با خلق شخصیت این کارآگاه موفق شده است چهره یک پلیس متفکر، وظیفهشناس و از خودگذشته را ترسیم کند.
او ضمن نگارش ماجراهای جذاب و پر کشش جنایی، تصویری زنده و واقعی از جامعه امروز کشورش سوئد را به خوانندگان خود نشان میدهد، جامعهای به ظاهر آرام که در پناه حکومت سوسیالیستی و رفاه اجتماعی گسترده خود درونی پریشان و از هم گسسته دارد.
مانکل تاثیر تداخل فرهنگ و تغییرات رفتاری و اجتماعی و گاه اقتصادی ناشی از عوامل گوناگون، از جمله مساله مهاجرت و پناهندگیها را در روند پر کشش داستانهای خود به خوبی تحلیل و بیان میکند و خواننده با تعقیب ماجراهای کتاب با نظریات مختلف جامعهشناسی، روانشناسی و روانکاوی نویسنده آشنا میشود.
قهرمان داستان مانکل (کمیسر والاندر) پلیسی وارسته است که تنها با تکیه بر تفکر و تعقل و نیز با صبر و حوصله پرده از یکایک رازها و معماهای پیش روی خود بر میدارد و هر جا که اشتباهی مرتکب شود با شهامت به آن اعتراف میکند.
پنجمین زن
بازرس کورت والاندر به تازگی از تعطیلات بازگشته است و پس از این سفر لذتبخش با اشتیاق فراوان به برنامههایی که برای آینده در سر دارد، میاندیشد. پاییز از راه رسید و والاندر امیدوار است که روزهای آرامی در پیش رو باشد اما در پی ناپدید شدن و به قتل رسیدن یک پرندهشناس پیر و پس از آن ناپدید شدن یک گلفروش این امید در دلش رنگ میبازد و او و تیمش درگیر پرونده پیچیده قتلهایی زنجیرهای میشوند و پنجمین زن در مورد ترومای زنانی است که در گذشته مورد اذیت مردان قرار گرفتهاند. والاندر در این کتاب نیز مانند آثار قبلش از آینده جامعه سوئد و روندی که در پیش دارد آشکارا انتقاد میکند.
پنجمین زن توسط نشر هیرمند با ترجمه فرشته شایان به چاپ رسیده است.
دیوار آتش
یک راننده تاکسی، توسط دو دختر نوجوان به طرز وحشیانهای، به قتل میرسد، در حالی که آنها اصلا از کارشان پشیمان نیستند. یکی از دخترها از بازداشتگاه فرار میکند. بلافاصله بعد از آن، برق نیمی از کشور قطع میشود. زمانی که یک مهندس به پست برقی که، دچار نقص فنی شده، میرود، کشف میکند که…
بازرس کورت والندر، تقریبا مطمئن است که این حوادث به هم ربط دارند.
بازرس والندر با کشف خیانتهایی در تیم تحقیقاتش، دچار حس تنهایی و سرخوردگی میشود. او، کمکم، اعتبارش را به عنوان یک کارآگاه از دست میدهد. مانکل در این کتاب همسن و سالانش را در برابر رایانه بیدفاع میبیند. دیوار آتش حول خطرات فضای مجازی و ارتباط بنگاههای اقتصادی دنیا شکل گرفته و روایت را پیش میبرد. دیوار آتش توسط نشر هیرمند با ترجمه شکیبا محبعلی وارد بازار نشر شده است.
بازگشت استاد رقص
مرگ دردناک مولین؛ بازرس پلیس در حاشیه جنگل؛ جایی که سالهای بازنشستگی را در آن میگذراند؛ همکار جوان او را وا میدارد که روزهای مرخصی را به جای استراحت در جستوجوی قاتل و انگیزه قتل بگذراند.
او در پیگیری این ماجرا درمییابد؛ در پس چهره مولین پیر با آن خونسردی و صمیمیت، یک جانی پنهان شده است. نویسنده به این بهانه نقبی به درون جامعه سوئد میزند و خشونت و نژادپرستی پنهان آن را آشکار میکند.
در بازگشت استاد رقص دیگر شاهد شخصیت بازرس والاندر نیستیم. اما سبک نوشتاری مانکل مانند رمانهای پیشین است. او توانست با رمان « بازگشت استاد رقص» برنده جایزه گامشو به عنوان بهترین رمان جنایی اروپا در سال ۲۰۰۵ شود. این رمان توسط نشر هیرمند با ترجمه جواد ذوالفقاری منتشر شده است.
خون بر برف
خون بر برف روایت آدمکش دلرحمی به نام اولاف است که ماموریت مییابد همسر رییس خود را بکشد. اولاف که مسحور زیبایی این زن شده است، او را زیر نظر میگیرد و متوجه مردی میشود که هر روز به خانه زن آمده و او را به باد کتک میگیرد. او در عوض کشتن زن، آن مرد را تعقیب میکند و…
یو نسبو، نویسنده نروژی، با نوشتن بیش از بیست اثر شاخص، نامزد و برنده چندین جایزه معتبر بینالمللی از جمله جایزه ادگار (۲۰۱۰)، جایزه کتاب کودکان آرک (۲۰۰۷) و جایزه پیر گینت (۲۰۱۳) شده است. از رمان خون بر برف این نویسنده، اقتباسی سینمایی با بازی لئوناردو دیکاپریو، در دست ساخت است.
این رمان قسمت اول رمان خورشید نیمهشب است؛ هرچند این دو از لحاظ موضوعی مستقل از یکدیگرند و تنها اشتراکشان در شخصیتهای «فیشرمن» و «هافمن»، سردمداران قاچاق و توزیع مواد مخدر در نروژ است. این رمان توسط نشر چترنگ با ترجمه نیما اشرفی منتشر شده است.
خورشید نیمه شب
یون، قهرمان داستان خورشید نیمهشب، در حال فرار است. او به فیشرمن، بزرگترین جنایتکار اسلو، خیانت کرده است. در مسیر فرار، گذارش به شهری کوهستانی در گوشه دورافتادهای از نروژ میافتد؛ شهری که آنقدر به قطب نزدیک است که خورشید هیچگاه در آن غروب نمیکند. یون که امیدوار است بتواند در این شهر پنهان شود، به خانه لیا و پسرش کنوت پناه میبرد. لیا اسلحهای برایش دستوپا میکند اما خورشید نیمهشب کمکم دارد یون را به مرز جنون میکشاند. در این حین دارودسته فیشرمن هم نزدیک و نزدیکتر میشوند…
نیویورکتایمز درباره خورشید نیمهشب مینویسد: «یو نسبو استعدادش را نشان میدهد، او با ظرافت فضای سرد زمستان نروژ را با جزییات به تصویر میکشد تا با شری که آن مردان به پا میکنند، همگام باشد.»
این رمان نیز توسط نشر چترنگ با ترجمه نیما اشرفی به چاپ رسیده است.

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد