4 - 08 - 2020
توسعه اقتصادی شهرها در کشورهای توسعهیافته
دکتر بهرام وهابی*- کشورهای توسعهیافته در چند دهه اخیر تجارب گستردهای در توسعه شهرها و مدیریت نوین شهری خود داشتهاند. هرچند توسعه شهری مجموعهای از مباحث اعم از اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدیریت شهری و توسعه فیزیکی (کالبدی) در شهرهاست، در اینجا به توسعه شهری از دیدگاه اقتصادی و تجارب مربوط به توسعه اقتصادی شهرها در کشورهای مختلف اشاره میشود.
۱- توسعه شهری در آمریکا
کشور آمریکا در دهه ۱۹۹۰ تجربه جدیدی از شهرنشینی را داشته است. شهرهای با جمعیت بیش از ۵۰۰ هزار نفر در طول سه دهه ۱۹۵۰، ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ در شمال شرق و غرب آمریکا با توسعه کمتری مواجه بودهاند ولی در دهه ۱۹۹۰ اغلب این شهرها با توسعه مواجه بوداند. به طور مثال، جمعیت شهر نیویورک ۹ درصد و شیکاگو چهار درصد رشد داشته است در حالی که متوسط رشد شهرهای بالای ۵۰۰ هزار نفر حداقل ۰۹/۱۲ درصد و حداکثر ۵۴/۱۷ درصد بوده است. این وضعیت در دهه ۱۹۹۰ پایدار نبوده و همانطور که بیان شد، رشد شهری با تغییراتی در الگوی رشد مواجه شده است. در مطالعه گیلزر و شاپیرو نشان داده شده که رابطه رشد جمعیت شهری با متغیرهای اساسی اقتصادی در دو دهه ۱۹۹۰ و ۱۹۸۰ تغییرات مهمی داشته است. به طور مثال، ضریب همبستگی میان درآمد سرانه و جمعیت در دهه ۱۹۸۰ برابر با ۲۶/۰ و در دهه ۱۹۹۰ برابر با ۳۱/۰ بوده است. از طرف دیگر هر چند حجم جمعیت شهرها با رشد جمعیت آنها رابطه چندان دقیقی ندارد، فقر شهری با افزایش رشد جمعیت شهری «کاهش» یافته است. در مطالعه دیگر، باتا رابطه رشد و فقر شهری را در کلانشهرهای آمریکا بررسی کرده است. در این مطالعه نشان داده شده که نابرابری درآمد و فقر به عنوان یکی از آثار رشد اقتصادی در کلانشهرهای آمریکا بوده است. از آنجا که در مطالعه گیلزر و شاپیرو رابطه فقر و رشد شهری تایید نشده بود، نتایج مطالعه باتا میتواند بیانگر تفاوت ساختاری میان فقر شهری در کلانشهرها و سایر شهرهای بزرگ آمریکا باشد. وی با تشکیل ماتریس همبستگی (CORRELATION MATRIX) و با استفاده از الگوهای اقتصادسنجی (ECONOMETRICS MODELS) نشان داده که رابطه معنیداری میان گسترش فقر و رشد جمعیت در کلانشهرها وجود داشته است. همچنین شاخصهای اقتصادی در کلانشهرها در مناطق مختلف آمریکا نیز متفاوت است.
در مطالعه دیگر، گلیزر، شاینکمن و شلیفر به بررسی رشد اقتصادی شهرها میان دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰ پرداختهاند. بر اساس این مطالعه، رشد اقتصادی شهرها (۲۳۰ شهر) در فاصله دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۹۰ دارای تفاوتهای گستردهای میان شهرهای مختلف بوده است. در این مطالعه رابطه میان رشد شهری با فقر، بیکاری و رشد صنایع کارخانهای در کنار سایر متغیرها و موضوعات (مانند آموزش) بررسی شده است. بر اساس یافتههای این مطالعه، ضریب همبستگی میان رشد جمعیت با بیکاری برابر با ۲۵/۰- و با رشد صنایع کارخانهای برابر با ۴۵/۰- بوده است که مورد اخیر، تاییدکننده یافتههای مطالعات قبلی است. رابطه منفی رشد صنایع کارخانهای و رشد جمعیت شهرهای آمریکا با وجود تعارض با بحث آثار تجمع شهری نشان میدهد که رشد اقتصادی شهرها در آمریکا متمایل به شهرهای متوسط (و بعضا کوچک) است و سیاست توسعه اقتصادی بر پایه قطبهای رشد که بیانگر آثار جذب برای شهرهای بزرگ و آثار تراوش (به جای آثار انتشار) برای سایر شهرهاست، در فاصله دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ در آمریکا به کار نرفته است. نکته قابل تامل در این مطالعه، یافتههای آماری برای چهار شهر دورهام (کارولینای شمالی)، ایلینویز (شیکاگوی شرقی)، آریزونا (فونیکس) و نیویورک (یانکرز) است. الگوی رشد جمعیت شهری در این چهار شهر بسیار متفاوت است به طوری که جمعیت در دو شهر دورهام و آریزونا به شدت افزایش یافته و برای دورهام از ۷۸ هزار نفر در سال ۱۹۶۰ به ۱۳۷ هزار نفر در سال ۱۹۹۰ رسیده و برای آریزونا از ۴۳۹ هزار نفر به ۹۸۳ هزار نفر (بیش از دو برابر) رسیده است. در مقابل، ایلینویز (از ۵۸ هزار نفر به ۳۴ هزار نفر) و نیویورک (از ۱۹۱ هزار نفر به ۱۸۸ هزار نفر) با کاهش جمعیت مواجه بودهاند. در مورد متغیرهای اقتصادی، سهم صنایع کارخانهای در ایلینویز از ۹/۵۸ به ۵/۳۱ درصد و در نیویورک از ۷/۲۵ به ۲/۷ درصد کاهش یافته است در حالی که برای آریزونا، سهم صنایع کارخانهای از ۶/۱۶ به ۲۵ درصد افزایش یافته است. نرخ بیکاری تنها در ایلینویز به شدت افزایش یافته و از ۵/۴ درصد در سال ۱۹۶۰ به ۳/۱۴ درصد در سال ۱۹۹۰ رسیده است ولی در سایر شهرها (سه شهر دیگر) تغییر محسوسی نداشته است. در نهایت، رشد اقتصادی شهرها در آمریکا در فاصله دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ نشاندهنده رشد پراکنده شاخصها میان شهرهای مختلف و الگوی نسبتا نامنظم رشد شهری در میان شهرهاست در حالی که آثار شهرنشینی برای شهرهای بزرگ (و کلانشهرها) عمدتا به صورت آثار رشد مرکزی (با آثار انتشار) بوده و آثار رشد قطبی چندان مورد توجه نبوده است.
۲- توسعه شهری در فرانسه
کشور فرانسه از ابتدای پیدایش نظریه قطبهای رشد توسط نظریهپردازانی مانند فرانسوا پرو، سیاستهای مشخصی را در زمینه تحقق مراکز شهری به عنوان قطبهای رشد شهری در نظر گرفت ولی به تدریج با توجه به گسترش مباحث تمرکززدایی(DECENTRALIZATION) در ادبیات اقتصاد شهری و منطقهای و لزوم توجه به تمامی ردههای شهری در قالب یک نظام سلسلهمراتب شهری(URBAN HIERARCHY)، به جایگاه و نقش شهرهای میانی و کوچک نیز توجه خاصی داشت. شرایط بازار اعم از راهبردهای توسعه بنگاهها و شرایط رقابتی در توسعه شهرها با توجه به اندازه شهرها از مشخصههای مهم توسعه شهری در فرانسه بوده و در این زمینه الگوهای مختلف توسعه نیز آزمون شده است. در مطالعه کامبز و لافورکید عناصر و مشخصههای مهم توسعه شهری در فرانسه مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه نشان داده شده که هزینه حملونقل در شهرهای فرانسه از الگوی هسته- پیرامون (CORE-PERIPHERY) تبعیت میکند. این الگو در مورد سرانه اشتغال مصداق ندارد به طوری که پراکندگی خاصی در توزیع سرانه در مورد صنایع مربوط به تجهیزات وجود دارد. الگوی هسته- پیرامون برای توزیع سایر متغیرهای اقتصاد شهری نیز مانند سود کارخانجات، کل اشتغال، تولید، تقاضا و هزینه نهایی توزیع نیز عدم تقارن توزیع میان شهرهای فرانسه را نشان میدهد. در سایر مطالعات نیز نتایج نسبتا مشابهی در مورد الگوهای توزیع شهری برای متغیرهای اقتصادی میان شهرهای فرانسه به دست آمده است.
۳- توسعه شهری در ایتالیا
در مطالعهای که توسط کامانی و پامپیلی صورت گرفته است، الگوهای رشد اقتصادی شهرها در ایتالیا بررسی شده و با استفاده از پویایی رشد اقتصادی در شهرها، رشد اقتصادی شهرهای ایتالیا تا اواخر دهه ۱۹۸۰ ارزیابی شده است. در مطالعهای دیگر، کاپلو نیز با استفاده از الگوهای رشد پویا، نظام توزیع فعالیتهای اقتصادی در شهرهای ایتالیا را بررسی کرده است. بر اساس این مطالعه، توسعه شهری در دهه ۱۹۸۰ متاثر از فرآیندهای عمومی تمرکززدایی و تغییرات ساختاری، با نوسازی شهری (URBAN RENEWAL) مواجه بوده ولی از طرف دیگر، تفاوتهای محسوسی میان شاخصهای اقتصادی در شهرهای ایتالیا نیز قابل توجه است. برای بررسی تغییرات ساختاری توسعه اقتصادی شهرها در ایتالیا، دو نکته زیر حائزاهمیت است:
الف- در شهرهای کوچک، آثار اقتصادی و محلی نشاندهنده آن است که افزایش ابعاد کالبدی شهرها با کاهش اضافهبار شهری (URBAN OVERLOAD) همراه بوده است. اضافهبار شهر را میتوان بر حسب نرخ بیکاری و انواع آسیبهای اجتماعی ناشی از اقتصادهای محلی و پیرامونی (PERIPHERAL LOCAL ECONOMY) بیان کرد که برای شهرهای کوچک در ایتالیا، رشد شهری باعث کاهش آسیبهای شهری مزبور شده است.
ب- برای شهرهای بزرگ، آثار زیستمحیطی منفی به وجود آمده و در نتیجه، توسعه شهری منجر به افزایش اضافهبار شهری شده است.
البته نتایج فوق بستگی به توان درونی شهرها در مواجهه با شرایط پیرامونی داشته و بعضا با برنامهریزی لازم جهت مقابله با مساله اضافهبار شهری، حتی شهرهای بزرگ نیز رابطه رشد شهری و اضافه بار شهری را به طور نسبی کاهش دادهاند.
با توجه به سیاست توسعه صنعتی در ایتالیا و آثار آن بر فضای اقتصادی شهرها، رابطه توسعه اقتصادی شهرها با مباحث زیستمحیطی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در مطالعه کاپلو و هافمن رابطه رشد شهرها با مشخصههای اقتصادی پدیدههای زیستمحیطی بررسی شده است. به طور مثال، میتوان به رابطه سرانه مصرف سوخت با تراکم جمعیت شهری اشاره کرد که هر چند رابطه دقیقی میان این دو متغیر نمیتوان تعریف کرد ولی رابطه یادشده تقریبا نزولی است. در سایر مطالعات نیز نشان داده شده که توسعه شهری در ایتالیا با افزایش شاخصهای فقر در شهرهای بزرگ و گرایش به رشد غیرقطبی در دهه ۱۹۹۰ مواجه بوده است.
۴- توسعه شهری در اسپانیا
توسعه شهری و منطقهای در اسپانیا در طول سه دهه ۱۹۷۰، ۱۹۸۰ و اوایل ۱۹۹۰ شاهد همگرایی منطقهای و محلی بوده است. شهرها و مناطق کمترتوسعهیافته در اسپانیا تلاش خاصی جهت دسترسی به نرخهای رشد بالا در مناطق توسعهیافته داشتهاند و در نتیجه آن، همگرایی یادشده محسوس است ولی در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ موج همگرایی با کندی مواجه بوده است. به عنوان مثال، در مطالعه رودریگز تفاوت میان رشد شهری و منطقهای در دو منطقه گالیشیا (GALICIA) به عنوان منطقه کمترتوسعهیافته و ناوار (NAVARRE) به عنوان منطقه توسعهیافتهتر بررسی شده است. همانطور که ملاحظه میشود، نتایج حاصله بیانگر آن است که با وجود همگرایی در میان مناطق، تفاوتهای آشکار و قابل تاملی هنوز میان مناطق مختلف در اسپانیا وجود دارد.
در مطالعه دیگر، مارکز در مورد پویایی توسعه شهری در اسپانیا در دوره ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۱ بررسی کرده است. وی در مطالعه خود با استفاده از اطلاعات مربوط به ۱۲۲ شهر اسپانیا (مراکز استانها با شهرهای با جمعیت بیش از ۰۰۰/۵۰ نفر) به بررسی همگرایی یا واگرایی مرکز- پیرامون در نظام شهری اسپانیا پرداخته است. وی نتیجه گرفته که با پیوستن اسپانیا به اروپای واحد در سال ۱۹۸۵، نظام مرکز- پیرامون شهرها با همگرایی بیشتری مواجه شده چراکه در ابتدای پیوستن (در سال ۱۹۸۵) گرایش رشد و تمرکز در شهرهای شمال و شرق اسپانیا بوده ولی در طول سالهای ۱۹۸۵ تا سال ۲۰۰۱ بر اثر پیوستن اسپانیا به اروپای واحد، همگرایی خاصی میان شهرهای مرکزی و شهرهای پیرامون به وجود آمده است. تفاوت ساختاری توزیع تولید ناخالص داخلی سرانه میان شهرهای اسپانیا در دو سال ۱۹۸۵ و ۲۰۰۱ نیز قابل ملاحظه است. همچنین در مطالعه وی نشان داده شده است که ساختار بهرهوری در شهرهای اسپانیا به گونهای بوده که رشد درآمد با همگرایی در بهرهوری مواجه بوده است. در نهایت وی مساله تمرکز و عدم تمرکز را یکی از جدیترین چالشهای موجود در زمینه سیاستهای توسعه شهری در اسپانیا دانسته و چنین بیان میکند که برای رسیدن به همگرایی شاخصهای اقتصادی در شهرهای اسپانیا باید دولت مرکزی سیاست مشخصی برای عدم تمرکز داشته باشد تا از این طریق، قیود برونزایی همگرایی و تبادلات متقابل در توسعه شهری میان مراکز مختلف شهری کاهش یابد.
۵- توسعه شهری در سایر کشورهای توسعهیافته
در آلمان، ساختار توسعه شهری نشاندهنده تفاوتهای مشخص میان متغیرهای اقتصادی در شهرهای مختلف است. به طور مثال، تفاوت در ساختار دستمزد در شهرهای آلمان با استفاده از نظریه تعیین دستمزد در ادبیات جدید اقتصاد شهری توسط برکمن، گارتسن و شرام بررسی شده است. در این مطالعه نشان داده شده که نرخ تغییر دستمزد اسمی میان مناطق شهری با تفاوتهای آشکاری مواجه بوده است. همچنین واکنش و حساسیت دستمزدها نسبت به شوکهای مختلف (مانند هزینه حملونقل) نسبت به ساختار هر منطقه شهری متفاوت بوده است. در آلمان نیز آثاری که قبلا در خصوص صنعتی شدن برای کشور ایتالیا بیان شد وجود داشته و نحوه توزیع و پراکنش جغرافیایی جمعیت میان مراکز شهری این کشور متاثر از سیاستهای عمومی دولت در دو زمینه عدم تمرکز و همگرایی منطقهای میان مراکز شهری بوده و در نتیجه، همگرایی نسبی میان شهرهای آلمان از اواخر دهه ۱۹۸۰ قابل مشاهده است. در استرالیا، توزیع فعالیتهای اقتصادی در شهرها از چهار عامل اقتصادی زیر تاثیر میپذیرد:
الف- استراتژی توسعه کارخانجات و ساختار آنها
ب- شرایط تقاضا
پ- شرایط مربوط به عوامل تولید
ت- امور مربوط به پشتیبانی صنایع
برپایه عوامل فوق، سیاستهای خاص توسعه شهری به صورت زیر تدوین شده است:
الف- توسعه بازارها به صورتی که بازارهای بزرگ، متنوع و قابل دسترسی برای شرکتهای تولیدی و خدماتی به وجود آید.
ب- تدارک نیروی کار متنوع و آموزشدیده.
پ- تمرکز جغرافیایی سیستم حملونقل.
ت- ایجاد ارتباطات قوی میان مناطق غیرشهری با اقتصاد جهانی.
ث- دسترسی وسیعتر به بازارهای بینالمللی و زیرساختهای پیشرفته ارتباطی.
با توجه به اینکه شهرهای موفق در سطح جهانی قادر بودهاند از امکانات مربوط به اندازه و رشد شهری، ثروت، مشارکت، نیروی کار، مدیریت، فرهنگ و توسعه بازار داراییها سود ببرند، در استرالیا تلاش شده است با استفاده از مشخصههای رشد شهری در شهرهای موفق، سازگاری خاصی میان شهرهای داخلی استرالیا با شهرهای موفق در سطح جهانی به وجود آید. به همین خاطر در طراحی سیاستهای توسعه شهری از استراتژیهای همگرایی ملی- جهانی در توسعه شهری و عناصر لازم استفاده شده است. در فنلاند، همانند سایر کشورهای غربی و مرکز اروپا، میزان شهرنشینی بسیار بالا بوده و به همین دلیل، بررسیهای خاصی نیز در زمینه توسعه شهری آن صورت گرفته است. با مقایسه هلسینکی به عنوان شهر نمونه فنلاند با سایر کلانشهرهای اروپا، ملاحظه میشود که در برخی موارد، هلسینکی از موقعیت ویژهای برخوردار است. با مقایسه نرخ رشد جمعیت در هلسینکی و سایر کلانشهرهای اروپا ملاحظه میشود که این شهر یکی از بالاترین نرخهای رشد جمعیت را داراست. در مورد رشد تولید و رشد اشتغال نیز همین وضعیت وجود دارد ولی با توجه به رشد جمعیت، سرانه تولید وضعیت نامناسبتری دارد.
در کانادا تاکید خاصی روی تقویت ارتباطات شهری (URBAN LINKAGES) وجود دارد ولی ساختار و الگوی ارتباطات با تحولاتی مواجه شده است. نتایج بررسیها نشان داده که رشد شهری در کانادا متمایل به شهرهای بزرگ بوده است و شهرهای بزرگتر نسبت به شهرهای کوچکتر رشد بیشتری را از نظر جمعیت و فعالیتهای اقتصادی داشتهاند (همان مرکز) به طوری که تقریبا نیمی از مراکز شهری با جمعیت کمتر از ۳۰۰ هزار نفر با کاهش جمعیت مواجه بودهاند و مابقی به دلیل نزدیک بودن به کلانشهرها، قادر به حفظ جمعیت خود بودهاند. در کانادا، انواع ارتباطات میان مناطق شهری جهت تقویت ارتباطات شهری به صورت زیر طبقهبندی شدهاند:
الف- ارتباطات مربوط به اطلاعات شامل رسانهها و اینترنت.
ب- ارتباطات مربوط به تماسها (CONTACTS) شامل پست، تلفن و خطوط هوایی.
پ- ارتباطات مربوط به امور اقتصادی شامل فروشگاهها و حملونقل برای مصرف، تولید و مهاجرت.
ت- ارتباطات مربوط به بخش عمومی شامل آمیختگی (AMALGAMATION)، تمرکزگرایی و همسویی.
گروه اول از طریق رشد سریع، گروه دوم از طریق کاهش هزینهها، گروه سوم از طریق توافقهای تجاری (TRADE AGREEMENTS) و ایجاد فروشگاههای بزرگ و گروه چهارم از طریق واحدهای عمده سفارش نقلوانتقالات بیشتر و موسسات زیرساختی روی تقویت ارتباطات شهری اثر میگذارد. در مورد نظام سلسله مراتب شهری در کانادا مطالعات دیگری صورت گرفته که بر اساس آنها نحوه همگرایی و واگرایی نظام مزبور در کانادا بررسی شده است.
۶- بررسی تطبیقی توسعه شهری در کشورهای اروپایی
توسعه شهری در کشورهای اروپایی (اروپای غربی) بیش از هر چیز از دو عامل تاثیر گرفته است:
الف- جهانی شدن فزاینده در کل کشورهای دنیا.
ب- تمایل به اطلاعاتی بودن (INFORMATIONALIZATION) اقتصاد که به معنای انتقال کشورهای پیشرفته از تولید کالاهای اولیه به مدیریت اطلاعات است.
برخی شهرهای اروپایی تلاش کردهاند که در چهار حوزه خدماتی زیر:
الف- خدمات مالی و بازرگانی
ب- خدمات مربوط به «قدرت و نفوذ» یا خدمات «دستور و کنترل»
پ- خدمات مربوط به صنایع خلاق و فرهنگی
ت- خدمات جهانگردی و گردشگری
زمینههای لازم برای ورود به حوزههای اصلی خدمات را فراهم کنند تا از این طریق به عنوان شهرهای برتر دنیا معرفی شوند. بدین ترتیب در سال ۱۹۹۷ در زمینه خدمات ارتباطات هوایی، شهرهای لندن، فرانکفورت و پاریس رتبههای اول جهانی را داشتهاند و شهرهای آمستردام و زوریخ پس از نیویورک رتبههای پنجم و ششم را دارا بودهاند. در کنار این امر، شهرهای اروپایی برای رسیدن به کارایی مطلوب، اهداف زیر را دنبال میکنند:
الف- حمایت از توسعه اقتصادی
ب- بهبود ظرفیتهای حملونقل عمومی شهری
پ- بهبود جذابیت کالبدی و سیمای شهری
ت- بهبود محیط
ث- حفظ میراث اروپایی
ج- تقویت ارتباطات شهری
چ- حفظ پیوندهای اجتماعی
هر یک از اهداف فوق نیز با استفاده از تعریف اهداف فرعی و سیاستهای اقتصادی و اجتماعی مربوطه در شهرهای اروپایی تعریف شدهاند.
در نهایت کشورهای اروپایی با استفاده از اهداف و الزاماتی که نمونه آنها در دو مطالعه فوق آمده است تلاش کردهاند که ضمن ایجاد همگرایی میان مهمترین مراکز شهری، نسل نوینی از توسعه شهری را با استفاده از جمیع ملاحظات اقتصادی و اجتماعی فراهم آورند.
* پژوهشگر اقتصاد شهری
@BWurban7677

لطفاً براي ارسال دیدگاه، ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد